<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>براي دلبندم</title>
<link>http://shekarpare.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " براي دلبندم "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 May 2012 18:03:19 GMT</lastBuildDate>
<author>مامان زينب</author>
<item>
<title>مادربزرگ رفت.....</title>
<link>http://shekarpare.ParsiBlog.com/Posts/37/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af+%d8%b1%d9%81%d8%aa...../</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;يا رب&lt;br /&gt;برگ گلم سلام!&lt;br /&gt;اين پست يکي از تلخ ترين پست هاي دفتر خاطرات زندگي ماست. دوست نداشتم در اين صفحه از تلخي هاي روزگار بنويسم اما، چه کنم نازنين که زندگي پر ماجرا....گاهي شيرين چون شهد و گاه تلخ همچون زهر.&lt;br /&gt;اي کاش مي شد بعضي صفحه هاي اين کتاب، نخوانده باقي مي ماند و بعضي روزها هرگز از راه نمي رسيد.&lt;br /&gt;عزيزِ دوست داشتني ام!&lt;br /&gt;امسال در آستانه روز مادر، مادري بزرگ و مهربان براي هميشه از ميان ما رفت و ما حسرت زده ي تبريک روز مادر مانديم.مادربزرگ نازنينم رفت تا در روز مادر مهمان سفره باکرامت مادر باشد و ما درمانده و غمگين تنها توانستيم شاهد اين رفتن باشيم.&lt;br /&gt;نازنين!&lt;br /&gt;کلماتم جور نمي شوند براي بيان داغي که بر قلبم سنگيني مي کند و تا عمق جان خسته ام را مي سوزاند. هنوز باورم نمي شود که از نگاه مهربان مادربزرگ محروم شديم.&amp;nbsp;هنوز باور نمي کنم که چراغ خانه اش براي هميشه خاموش خواهد شد. و درِ خانه اي که مامن خاطرات کودکي ام بود براي هميشه بسته مي شود. زيباترين و خاطره انگيزترين روزهاي کودکي ام در کنار مهرباني هاي مادربزرگ و شمعداني هاي پدربزرگ رقم خورده است.روزهايي که فارغ از دنيا و مافيها سوار بر نسيم خيال در کنار عزيزترين پدربزرگ و مادربزرگ دنيا بهترين هاي خردسالي ام نقش زده شد. نقشي ماندگار و دوست داشتني.خاطرات روزهاي زيباي کودکي به روشني خورشيد بر پيشاني روزهاي زندگي ام مي درخشند.&lt;br /&gt;ايوان خانه مادربزرگ......نان و پنير و سبزي عصرانه در کنار او و تماشاي پدربزرگ در حال نوازش شمعداني هاي سرخ و سفيد حياط. و تمام اين روزهاي خوش چه زود گذشت.&lt;br /&gt;پدربزرگ که رفت نيمي از قلبم آتش گرفت اما دلم خوش بود به بودن مادربزرگ.&lt;br /&gt;..... و مادربزرگ دوري پدربزرگ را بيش از دو سال طاقت نياورد. حالا ما مانده ايم غريب و دلتنگ......&lt;br /&gt;جانِ شيرينم!&lt;br /&gt;عمر چون باد درگذر است. دعا مي کنم طول عمر با عزت داشته باشي.&lt;br /&gt;نازنين دخترم!&lt;br /&gt;پدر بزرگ ها نعمت و مادربزرگ ها برکت زندگي ما هستند. دعا مي کنم خدا پدربزرگها و مادربزرگهايت را برايت حفظ کند تا سالهاي سال از دريا دريا محبتشان سيراب شوي.&lt;br /&gt;من بهترين روزها و لحظه هاي کودکي ام را در کنار پدربزرگ و مادربزرگم گذرانده ام. باشد که خداوند روح بزرگشان را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد و مهمان سفره باکرامت مادر باشند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مامان زينب نوشت:&lt;br /&gt;* مادربزرگ ها و پدربزرگ هايم انسان هاي شريف و خوبي بودند که جاي خاليشان تا هميشه در زندگي ام معلوم خواهد بود. &lt;br /&gt;اگر دوست داشتيد روحشان را به صلوات و فاتحه اي شاد کنيد.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 May 2012 14:38:00 GMT</pubDate>
<comments>http://shekarpare.parsiblog.com/Comments/37</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2681481</wfw:commentRss>
 <dc:creator>مامان زينب</dc:creator>
<guid>http://shekarpare.ParsiBlog.com/Posts/37/%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af+%d8%b1%d9%81%d8%aa...../</guid>
</item>

<item>
<title>تو بهار مني</title>
<link>http://shekarpare.ParsiBlog.com/Posts/32/%d8%aa%d9%88+%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1+%d9%85%d9%86%d9%8a/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بسم الله العشق....بسم الله النور...بسم الله نور علي نور&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;گل هميشه بهارم سلام.&lt;br /&gt;بهار امسال براي ما&amp;nbsp;با رنگ و بوي ديگري آغاز شد.با&amp;nbsp;عطر دل انگيز وجود نازنيني که&amp;nbsp;يک نگاه معصومانه اش را با دنيا عوض نمي کنم.&lt;br /&gt;تسنيم زيبايم،&lt;br /&gt;&amp;nbsp;تو نازنين بي نظير، در کنار ما بر هفت سين دلمان نشستي و به شِکرخنده اي سال را برايمان نو کردي. فقط خدا مي داند که چقدر شورانگيز بود، خواندن &amp;laquo;يا مقلب القلوب&amp;raquo; آن هنگام که تو، زيباي نازنينم را در آغوش گرفته بودم و از خداي مهربانم تمناي &amp;laquo;حول حالنا&amp;raquo; داشتم که حالم را روز به روز عاشقانه تر کند بر تو چشمه زلال بهشتي ام.&lt;br /&gt;گلم!&lt;br /&gt;هر روز بالنده تر مي شوي و اين يعني هر روز بهار با عطري نو و تازه. و من هر روز شيفته&amp;nbsp;تر مي شوم بر دستهاي&amp;nbsp;کوچکي که حالا ديگر&amp;nbsp;وقت ابراز محبت گونه هايم را لمس مي کند و من غرق لذتي بي انتها تا عرش پر مي کشم.&lt;br /&gt;عطر بهار!&lt;br /&gt;دوست دارم ثانيه به ثانيه ي بودنت را نفس بکشم. دوست دارم خداي مهربانم را در آغوش بگيرم&amp;nbsp;هر زمان که&amp;nbsp;با دستهاي کوچکت بر من تکيه زده و مشق ايستادن مي کني. قدمهايت همواره استوار گل خوش عطر و بو....&lt;br /&gt;حالا ديگر همه خانه را چها دست و پا و مي گردي&amp;nbsp;، لمس مي کني، مي چشي، تماشا مي کني و از کشف اين همه تازه، ذوق مي کني. مادر به فداي ذوق کردنت که من غرق شعف مي شوم از خنده هاي از ته دلت. لبت هميشه خندان چشمه پاک بهشتي ام.&lt;br /&gt;عاقبت اولين مرواريد در صدف دهان خوشبويت&amp;nbsp;پيدا شد و من در مشهد الرضا سر تعظيم بر آستان مهر امام رئوف ساييدم براي اين همه لطف&amp;nbsp;خداوندي. شُکر شُکر شُکر. روزي هزاران بار شکر بر اين همه&amp;nbsp;الطاف کريمانه باز هم کم است اما مهربان خدايم مي داند که من ذره اي هستم کوچک در برابر تمام خدائي اش و مادري&amp;nbsp;لبريز عشق فرزند. باشد که آن کريم بي همتا بپذيرد اين کمترين را به بزرگي و لطفش.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;بهار نارنجم!&lt;br /&gt;دعا مي کنم همه لحظه هايت بهاري باشد.&lt;br /&gt;دعا مي کنم بهترينها قرين لحظه هاي زندگي ات باشد.&lt;br /&gt;دعا مي کنم تا روزي که هستم تو باشي پدر باشد&amp;nbsp;عشق باشد. کنار هم خوش باشيم.&lt;br /&gt;دعا مي کنم ..... دعا مي کنم ..... دعا مي کنم....... بهترين ها را بهترين ها را بهترين ها را براي تو براي پدرت که عاشقانه عاشقانه عاشقانه دوستمان دارد دوستش داريم&lt;br /&gt;ترنجم!&lt;br /&gt;زندگي کن و لبخند بزن، به خاطر کساني که با لبخندت زندگي مي کنند،&lt;br /&gt;از نفست آرام مي گيرند، به اميدت زنده هستند و با لحظه لحظه هاي بودنت، با نگاه چشمهاي معصومت در دل و جانشان خاطره مي سازند.&lt;br /&gt;و من، براي تو که بوي بهشت مي دهي بهترين ها را از خداوند طلب مي کنم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;** خدايا! عزيزانم را در پناه خودت محفوظ بدار............آمين&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;خداوندا!&amp;nbsp;تو را تا بي نهايت شکربر اين همه نعمت......&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;يزد. باغ دولت آباد&quot; src=&quot;http://up.patoghu.com/images/9ycch9r8qsgij3y5smvu.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;336&quot; height=&quot;448&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;br /&gt;آرزو دارم بهاران مال تو&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;مشهد.نوروز 91&quot; src=&quot;http://up.patoghu.com/images/ifq7xeqajywfntxz1n.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;448&quot; height=&quot;336&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;br /&gt;شاخه هاي ياس خندان مال تو&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;مشهد.نوروز 91&quot; src=&quot;http://up.patoghu.com/images/zdok3ufpaqfyk0fbas45.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;336&quot; height=&quot;448&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;br /&gt;ساده بودن هاي باران مال تو&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;مشهد.نوروز 91&quot; src=&quot;http://up.patoghu.com/images/gcw49eymc5uiuij0lppi.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;448&quot; height=&quot;336&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;br /&gt;آن خداوندي که دنيا آفريد&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;مشهد.نوروز 91&quot; src=&quot;http://up.patoghu.com/images/f8ox8r7chf11wszh64kp.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;448&quot; height=&quot;336&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;br /&gt;تا ابد همراه و پشتيبان تو&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;يزد&quot; src=&quot;http://up.patoghu.com/images/t315s0jsl9n1dcitkzg.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;336&quot; height=&quot;448&quot; / onload=&quot;width=Math.min(width,480);&quot;&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Apr 2012 12:42:00 GMT</pubDate>
<comments>http://shekarpare.parsiblog.com/Comments/32</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2636110</wfw:commentRss>
 <dc:creator>مامان زينب</dc:creator>
<guid>http://shekarpare.ParsiBlog.com/Posts/32/%d8%aa%d9%88+%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1+%d9%85%d9%86%d9%8a/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


